۱۳۸۹ اسفند ۷, شنبه

۱
کودک سه ساله می پرسد:نی نی ، خدا چه شکلیه من داره یادم می ره !(ناشناس)
 چند نیایش  کودکانه
 *خدا جون آیا تو واقعا نامرئی هستی یا این یک کلکه.
 *خدا جون آیا تو زرافه ها رو به همین شکل آفریدی یا این کار واقعا یک تصادف بود.
 *خدا جون به جای اینکه بزاری مردم بمیرن وناچار بشی آدمهای تازه بسازی چرا همین آدمها رو زنده نگه نمی داری.
 *خدا جون من می دونم بچه ها از کجا می آن اونا از دل مادرشون بیرون می آن قبل از اونجا کجا بودن؟آیا اونها رو توبهشت نگه می داشتی؟ چطور از اونجا پایین اومدن؟
خدایا تو باسه ماخورشید رو باسه روز آفریدی،برای صبح.خدایا تو باسه ما درخت رو آفریدی چون خونه بسازیم.خدایا تو خیلی خوبی.
 *خدایا چرا ما از خاک درست شدیم.؟خدایاتو چرا نور هستی؟ای خدا چرا ما بال نداریم؟ خدا جون چرا جهنب رو درست کردی؟تو همه چیز هستی تورا می پرستم.تو همه چیز رو آفریدی.
*خدا یا من در بهشت هستم یا توی جهنم هستم؟خدایا چرا آدمها رو یک شکل ندادی؟خدایا برای چه ما می میریم؟
 *خدایا چرا این چند وقت حیون جدیدی نساختی ؟ما هنوز همون قدیمیا رو داریم.
 *خدا جون یه روز تعطیل از صبح تا شب بارون بارید تا اونجا که بابام دیوونه شد.اونوقت چیزهایی در مورد تو گفت که فکر نمی کنم مردم بگن.بهر حال امیدوارم اونو اذیت نکنی.
خدایا چرا ما رو آهنی درست نکردی؟
 *خداجون شاید اگر هابیل و قابیل هر کدوم یه اتاق واسه خودشون داشتن همو نمی کشتند ،این برا منو برادرم که خوب بوده.
  (انتخاب شده از مجموعه:نامه های بچه ها به خدا)
۲
  کودک آدمی ،آدمی تر از بزرگسال اوست .(امیل شاریت)
کودک درون تو تا وقتی که زنده است جوانی و  پیری تو آنگاه  آغاز می شود که  کودک درونت را از دست داده باشد . (؟) 
هیچ بزرگسالی به معراج نمی رود مگر آنکه در کودکی خود متولد شود (مسیح) 
 کودکی که نقاشی می کشد یکراست به سراغ اصل موضوع می رود اگر زندگیش زجر آور و غمگین باشد دنیای اطراف را تیره و تار می کشد .(  )


 ۳
گروه سنی:

1.زیر سه ماه :نگاه به چهره ها*واکنش به سر و صدا*شناسایی مادر با حواس*نگه داشتن اشیائی که به او بدهند*واکنش در برابر حالات روانی مادر*

2.سه تا شش ماه:هر چیزی را به دهان می برد(به جهت اکتشاف و شناسایی)*به جستجوی اسباب بازیهای گم شده اش برمی آید*
اگر نگهش دارید چند لحظه می نشیند*دستش را به سمت شیئی که به او نشان می دهند دراز می کند*اشیا را بین کف دست وچهار انگشت می گیرد*به عنوان واکنش در برابرحرکات بزرگسالان قهقهه می زند*

3.شش تا نه ماهگی: به تنهایی لحظاتی می نشیند*اگر او را با دست بگیرند می تواند چند لحظه بنشیند ویا به سوی چیزی بخزد*
چند کلمه ناقص وبی معنی ادا می کند*قیافه افراد خانواده را شناخته و از ناشناس می ترسد*اشیا را بین شصد و سبابه می گیرد*

4.نه تا دوازده ماهگی: با تکیه به چیزهایی می ایستد*دو دستش را بگیرند راه می رود*صدا ها را تقلید و صوتی که شنیده را دنبال می کند*دو تا سه کلمه را ادا می کند*اگر اطرافیان به کلمه ای معنا داده باشند تکرار می کند* به شیوه خاص خود را در بازی با بزرگسالانشرکت می دهد*نسبت به دنیای اطراف خود علاقه نشان می دهد*

5.هجده تا بیست و چهار ماهگی: نخست با کمک وسپس تنها از پله ها بالا می رود وجست وخیز می کند*به اعمال بزرگسالان علاقه نشان می دهد*دو سالگی آغاز واقعی ارتباط است*

دو تا سه سالگی: می تواند به هوا بپرد*با دست و پا از پله بالا میرود*جست وخیز می کند*توان کلامی اش بالا میرود*
اندک اندک در بازی با کودکان تفاهم را می آموزد*

سه تا چهار سالگی: به تنهایی گردش می رود*به دیدن بچه های همسایه می رود*لباس می پوشد و در می آورد*به طور قابل فهم حرف می زند*دو تا سه رنگ را می شناسد*اسم و سن خود را می گوید*می گوید پسر است یا دختر*به قصه گوش می دهد*

چهار تا پنج سالگی: جست وخیز می کند*تصویر یک مربع یا مثلث  وتصویر یک آدمک را می کشد*می تواند حوادث عمده قصه هایی را که شنیده تعریف کند*می تواند انگشتانش را بشمرد*به منع شدن از کار اعتراض می کند*بلندی و کوتاهی قد وشکل و درشتی و ریزی را تشخیص می دهد*

پنج تا شش سالگی: با آهنگ موسیقی می رقصد*می تواند به طرز درست حرف بزند*سمت راست وچپ و دیروز و فردا را تشخیص می دهد*به دانستن سن جوانان وپیران علاقه دارد* بازی هایی را ابداع وقوائد ومقررات آنرا تغییر می دهد* از تحکم
متنفر است و دستور هایی که به او می دهند به آهستگی انجام می دهد* نقاشی آدمک را جزئی تر می کشد*

                                             (تا اینجا بچه ها را در گروه سنی الف دسته بندی می کنند)
 شش تا هشت سال: گروه سنی ب
 هشت تا یازده سال: گروه سنی ج
 یازده تا پانزده سال: گروه سنی د
 پانزده تا نوزده سال: گروه سنی ه
 ۴

آموختن با توجه به شیوه های خلاق
نمایش خلاق وموسیقی کارکرد فوق العاده موثری در تشویق و ترغیب کودکان به یادگیری و مطالعه  دارد.تنها کافی است که خانواده ها و مستولین آموزش، به این مقوله ها توجه ،شناخت واعتنای بیشتری پیدا کنن تا تاثیرآن را در حوزه های گوناگون ودر مراحل متعدد به وضوح  و روشنی ببینند.در واقع و به اعتقاد اکثر روانشناسان کودک، یکی از انواع مهم  یادگیری شیوه نمایش ونیز  موسیقی استبچه ها به واسطه نمایش خلاق ومشارکت وحضور در آن اعتماد به نفس بالایی پیدا می کنند و می آموزند کهچگونه به بهترین شکل با یکدیگر ارتباط برقرار کرده و چگونه تصورات  ذهنی خود را به عینیت  بکشانندو ذهن خود را از در گیریهای متعدد تخلیه و بهبود بخشند.گاه در حین نمایش خلاق بخشهایی به صورت بداهه و صرفا با تراوشات ذهنی کودکان اتفاق  می افتد که اینفرایندها جسارت و پتانسیل درونی آنها را در حد قابل توجهی افزایش می دهد.گاه حتی مواردی از مکاشفات ذهنی کودکان و یا رفتارهای متقابل آنان از ناخداگاه ها و درونمایه های عمیقشان ناشی می شود،که همین نکته می تواند در جهت کشف استعدادها و نیازهای  کودکان و نوجوانان  و نیزارزشیابی ها و استعداد سنجی های گوناگون مربی و والدین را یاری و کمک فراوانی دهد.واین خود بسیار باارزش و قابل توجه است.تمام بازی های نمایشی در ذات خود خلاقیت ساز و ایده بخش است .فقط  کافی استکه بجا ودرست انتخاب و اجرا شود.در واقع برای انجام  نمایش خلاق لازم نیست  برنامه دشواری را ترتیب دهیم  و یا بیش  از حد سخت بگیریم در ابتدا می توان نمایشنامه کوتاه و سادهای را به صورت رادیویی  و ضبط شده  ایجاد نمود. و بین  تک تک بچه ها تقسیم کار ایجاد نمود.به این ترتیب کودکان از همان ابتدا یاد می گیرند بررسی کرده بین خودشان کارگردان و بازیگرها را انتخابکنند.برای بهتر شدن نتیجه ضبط شده  نمایش استفاده از کمی افکت  برای  فضا سازی  و ایجاد  حس و درک صحیح مکان و زمان و جذابتر شدن نمایش کمک فراوانی می کند.این افکتها را خود اعضا نیز می توانند ضبطکرده ودر نمایش به کار ببرند.مثلا در نمایش یک روز پاییزی صدای خش خش برگها را با استفاده از برگهایخشک یا وسایلی که صدای مشابه ایجاد نمایند به وجود می آوریم .در این  بین  یک نفر از  بچه ها  نیز افکتور می شود و کار هماهنگی در پخش صداهای ضبط شده را ایفا می کند.در یادگیری با شیوه آموزش موسیقی محور هم  استفاده از ضبط صدا کارایی زیادی  دارد. با استفاده از وسایلیساده که جنبه های مختلف صوتی ایجاد می کند و با کمک ضرب آهنگهای مختلف و تند و کند کردن ریتمها و یابلند و  کوتاه کردن  آواها می توان  حس و یا بار معنایی  ویژه ا ی  را انتقال داد این  شیوه در کنار کتابخوانی ،قصه گویی و سایرآموزشها کارایی موثری را ایجاد می کند.به این ترتیب  می توان در آموزش مفاهیم  اجتماعی و فرهنگی و یا آموزش داستانهای  اساطیری  مثل  شاهنامهو بسیاری از موارد دیگر به کودکان در یادگیری لذت بخش و توام با شادی کمک فراوانی نماییم.در پایان باید گفت این باورعمیق  و در کنار  آن انتظارجدی وجود دارد که نمایش خلاق به عنوان یکی از واحدهای آموزشی در جهان مطرح گردد.
با امید رسیدن به این افق و آرزو
۵
  هیچ دروغی بزرگتر از دروغ شناسنامه ها نیست  البته اگر خارج از عدد ورقم  قضاوتی کند.
  واگرشما داوطلب  شنیدن  دروغ نباشید ،هیچ کس وهیچ چیز نمی تواند شما را  مجبور کند  که
  گول بخورید و عصا قورت بدهید و دل گنده شده !  در نتیجه مرتکب قتل غیر عامدانه   آرزو
 هایتان شوید .شما با بادکنکهای نارنجی، گلهای زنبق و لاله عباسی  با  عروسکها  مجسمه ها ،
  کارت تبریک و مداد رنگیها همچنان و هم زمان کودک هم خواهید بود .و به زیبا ترین شکل
  کودک والبته انسان باقی خواهید ماند و از طرفی در دنیای وقایعیتهای موازی همه چیز در یک
  صحنه فرو خواهد ریخت.
 ۶
و قویی
  شاد و سرمست از سپیدیهای دنیای کنارش
  باز کرده
  بال خودآرام و
  بالش را نسیم آزاد می آید به استقبال
  ودردی نیست
  گرمایی که سوزاند
  درون قلبهای کودکان خسته و تنها
  و نه اشکی که سوزاند
  حریر گونه های نازک گل  را

 ۷
 باز لیالی به لیالی  نشست
خواب نبود آنچه خیالی گذشت
کودک گهواره قرن سکوت
واژه شد و باز سوالی نشست
۸
 تولد در کودکی یعنی  تولد در محبتی بی حد وحصر بخششی بی پایان  و پاکی بی نظیردر روح و ذهن
این کودک تا وقتی آسیب ندیده و مجبور به فراموشی خود شنشده نفس می کشد و بر قراره اما اگرکسی
فکر می کند که فرایند رشد یک حرکت مطلق از نوع همه وهیچه  و تمام شدن  یک مرحله بلوغ و رشد
یعنی تمام شدن آن مرحله از هرنظر ،باید بگویم که دیدی بسیار عوامانه ومحدود وحتی محروم  داره  و
خدا نکنه که بخواهد دیدش را به فرزندان ویا شاگردانش نیز منتقل کند.
تو مگه بزرگ نشدی ؟چرا گریه می کنی؟ چرا می خندی؟ چرا عروسک داری؟ چرا بدونه چشم داشت
بخشیده ای؟ چرا نتونستی حال فلانی رو بگیری؟
وهزارتا از این چرا ها و باید و شاید ها که اگه  بخوایم  دقیق  فکر کنیم می بینیم که تمومی  نداره .حالا
اگر ما بفهمیم که مفهوم  بزرگ شدن هیچ ربطی به زرنگ بازی و حساب و کتابهای آنچنانی نداره اینقدر
بین خودمون وکودکی هامون ویا بین خودمون وکودک مون فاصله نمی اندازیم .
و یاد می گیریم راحت و درست و دلچسبتر با هر سنی و قشری رابطه برقرار کنیم.حتی اگر لازم دیدیم
رابطه ای عمیق و حسی.
 ۹
  در واقع یک کودک صادقانه و بی پیرایه دنیای درونش را منعکس می کند.همینطور که در بعضی از موارد یک هنرمند و یا یک نویسنده بزرگسال چنین می کند.اما کودکان به طور معمول سعی در تظاهر و یا وانمود کردن ندارند و به دنبالشیوه های فلسفی و مکاتب گوناگون نبوده اند. از این طریق است که می توان به سرعت به درک و درمان وضعیت ویرسید. باید بگویم این ویژگی نه تنها در نقاشی بلکه در خلق تمام آثار کودکان می تواند صورت بگیرد. واوج این تجلی نیزدر نمایش خلاق و ضمن اجرا های بداهه است.
 ۱۰ 
نمایش خلاق 2:
  نمایش خلاق فرایندی مرکب از هنر به علاوه آموزش است(جمع بستن شاخه گلها برای آموزش ریاضی). یک روند گروهی وعلمی که کمک به بیان آزادانه علایق احساسات و افکار کودکانه دارد.و همینطور رفتارهای اورا در شرایط مخصوص  ویژه ای  محک می زند .این هنر بر اساس همکاری گروهی است .وجنبه ترکیبی آن به کاربرد رشته ها و گرایشات مختلف موجود در آن برمی گردد.مثل موسیقی،منطق،هنر کلامی،ذوق خلاق،طراحی،تفکر هندسی،با اهمیت در قدرت بصری و نیزهوش درون شخصیتی و میان شخصیتی که در صورت دادن آزادی عمل به کودک و ایجاد احساس امنیت در آنان با توجه به ویژگی ها و توانایی های سنی می تواند تحقق یابدو در واقع یک شیوه مطلوب یادگیری است.که در آن کیفیت مسیری را که  کودک در ان طی می کند و مشارکت او در تمام مراحل مورد نظر می باشد.در اجرا نمایش خلاق کودک شخصیت پردازی را  به واسطه حرکت ،پانتومیم ،بدیهه گوییو نقش بازی کردن به طور عملی می آموزد نمایش خلاق متن از پیش تعیین شده ای ندارد و اساس کار بداهه پردازی است .جذابیت و شاد بودن فعالیت و سرگرم کنندگی ان بسیار حائز اهمیت است.اگر چه هدف از طرف ما آموزش بوده و در تمام مسیر جهت دادن به کار و کمک به درک نتیجهبه طور غیر مستقیم و فرهنگسازی بنیادی و تبدیل بالقوه به بالفعل باید مورد نظر باشد.همینطور تقویت حواس و حس همکاری مدیریت و تقویت شخصیت فردی و اجتماعی (خود را در موقعیت دیگران قرار دادن)و شناخت استعداد گروه و توازن در آن و نیز تربیت تماشاگران نکته سنج و حرفه ای و ایجاد مهارت مهار نفس باید مورد توجه قرار گیرد.به این ترتیب بچه ها از  طریق تجربه به سهولت به واقعیتهایی که محتوی عاطفی و عقلانی توامان دارد می رسد.تئاتر کودک و نوجوان بهتر است با کار دستی شروع شود.و انهم با استفاده از ابزارهای پیش پا افتاده .این کار برای تقویت حس بینایی و لامسه کودک بسیار مناسب است .می توانیم در مرحله بعد از آنها بخواهیم راجع به شکل کار و تزئینات و نقاشیروی آن صحبت  کنند .با این دید  که قدرت خلاقیت و تخیل در کودکان متفاوت است به بررسی آثار بپردازید، اما در ابتدا هیچگزینشی در بین آنها نباید انجام گیرد و همه باید به نوعی مشارکت داده شوند.وچون نمایش خلاق صرفا فرایند محور است وتماشاگر یا در آن حضور ندارد ویا در اولویت نیست،نگرانی بابت حفظ متن ،انتخاب گریم،و لباس وجود ندارد. در ادامه بایستی تمرینات را در جهت مهارتهای حرکتی کودکان مثل راه رفتن داخل هم،دور دایره،و تغییر جهت با اشاره مربی و...انجام دهند.وهمینطور در جهات بیان فردی سپس چند نمونه پانتومیم داشته باشید ودر نهایت راجع به تمام آنچه صورت گرفته بحث گروهی کنید. پرسش و پاسخ به طور مدام باید در طول کار اتفاق بیافتد و همینطور پیامها باید غیر مستقیم القا شود. مطمعن باشید بچه ها با قدرت تخیل و باور پذیری صادقانه خود به محصول عمل رنگ و بوی مناسب خواهد بخشید.
  

پتگی یک مرد یعنی  بازیافتن  آن جدیتی  که در روزگاران  کودکی  هنگام بازی  داشته.  (نیچه)